برود پیک ایرانی 2013 ، مرجعیت رضا زارعی

رضا زارعی بدون تردید یکی از چهره های ملی کوهنوردی کشور ما است . بعلاوه ایشان مربی و کوهنویس بزرگی هم هستند و در سالهای اخیر با انعکاس خبر ها و جریانات کوهنوردی مدرن جهان امروز نقشی ممتاز در ارتقای سطح فنی و فرهنگی کوهنوردی کشور داشته اند .
جناب زارعی برای آخرین پست این وبلاگ کامنتی گذاشته اند که از نظر اینجانب فصل الخطاب است . نظرات ایشان را همواره به دیده ی منت گذاشته ام و از آنها تبعیت کرده ام . قبلا نیز با یک اشاره کوتاه و غیر صریح ایشان پست جنجالی این وبلاگ را حذف کردم . اما شاگردان ایشان شرایطی را فراهم کردند که مجبور به نشر مجدد آن شدم و متاسفانه آب ها گل آلود شد . در هر حال تردیدی نیست که حفظ حرمت استوانه های کوهنوردی کشور ، فصل الخطاب دانستن کلام آنها و احترام به مرجعیت آنها امری ضروری است و این خود التزام به اشرافیت اخلاقی کوهنوردی کشور است و موجب رشد و توسعه ی آن خواهد شد . کامنت ایشان را برای آخرین پست این وبلاگ با هم می خوانیم :
" رضا زارعی
سلام جناب حبیبی
بابت پیامهای تهدید آمیزی که دریافت کردید متاسفم. قطعا آنها را به پای بچه های
گروه آرش نمی نویسید.
طی روزهای گذشته کوهنوردی ما شرایط سختی را پشت سر گذاشت. طبیعی است مرگ این سه
جوان نه تنها 3 خانواده خود، بلکه جامعه ای را متاثر نموده.
اوج این فشارها در روزهای نخست واقعه صورت گرفت، درست زمانیکه بدلیل نیاندیشیدن
تمهیدات از پیش، کاری از دست هیچکس بر نمیآمد جز نظاره آب شدن شمع زندگی آنها!
طبیعی است هر کس به نوعی قصد کمک داشت و دارد. اما از گروه و باشگاه و ... کاری بر
نمی آمد. متاسفانه در آن آشفته بازار همه سعی داشتند رفع مسئولیت کنند. از باشگاه
و فدراسیون گرفته تا سازمان ورزش که حتی حاضر نشد در این زمینه بیانیه ای صادر
کند!
بدیهی بود نخستین بازخوردها از سوی رسانه ها و بخصوص رسانه های مجازی بروز کند. و
مسلما این بازخوردها بدلیل نبود منبعی موثق بیشتر بر اساس تحلیلهای شخصی صورت می
گرفت که در آنها نیز می شد شاهد عصبانیتها و صدور حکم بر علیه مسببین واقعه بود
(به درستی یا نادرستی تحلیلها کاری ندارم).
اما باید پذیرفت بسیاری از تحلیلها در زمانی بر علیه گروه و باشگاه ثبت شد که آنها
خودشان درگیر این حادثه تلخ بودند و ناچار به طفره از واقعیتها!
در این مورد شخصا معتقدم تحلیل حوادث برای بهره گیری و درس
گرفتن عموم زمانی موثر است که التهابات فروکش کند. در غیر اینصورت نتیجه مناسبی به
همراه ندارد.
به طور مثال چندسال قبل پس از بازیهای فوتبال گزارشگران تلویزیون بلافاصله پس از
خروج تیم از زمین و در حاشیه مسیر رفتن آنها به رختکن با بازیکنان گفتگو میکردند.
بدیهی بود بازیکنان بدلیل خستگی ناشی از بازی و التهاب بازی، برنده یا بازنده به
نقد بازی و بویژه داوری و بازیکنان و کادر رقیب می پرداختند و در بدترین شرایط
شاهد بیان الفاظی رکیک بودیم. از این رو سازمان لیگ تصمیم گرفت مصاحبه ها تنها پس
از 30 دقیقه و در اطاق کنفرانس اجرا شود. بازیکنان نیز بعد از استحمام و ریکاوری
با شرایط بهتری پاسخگوی رسانه ها بودند و از آن پس کمتر شاهد برخوردهای زشت بوده و
هستیم.
در مورد تیمهای کوهنوردی هم این امر صادق است و شخصا معتقدم برای گرفتن نتیجه بهتر
می توان نقد مستقیم را پس از فروکش نمودن التهابات صورت داد. در هر صورت ایشان هم
انسانهایی هستند همچون من و شما و منتقد نمی تواند بواسطه حادثه خود را عصبانی
بداند و منکر عصبانیت کادر تیم شود.
ضمن آنکه گروهی هم از این آب گل آلوده ماهی میگیرند و نفع خود را می برند. حال با
گفتگوی رسانه ای یا با کامنتهای ناشناس و تهدید! خرجی که ندارد. تنها سنگی می
اندازند و دوطرف را بیشتر به جان هم....
به امید نقدهای مفیدتر شما ، البته پس از تحلیل و گزارش های تیم خواهیم بود. "
ممنون از جناب زارعی .
Aziz Habibi