دیدگاه مهمان ، جناب آقای شیرازی - (2)
به آنانی که حقیقت را به پای وجاهت قربانی نمی کنند
همه از تعریف و تمجید لذت می بریم و به ندرت می توان کسی را یافت که زبان اعتراض به ستایشگر بگشاید و از گوینده بخواهد که از خاصه خرجی دست برداشته و تملق و چاپلوسی را کنار بگذارد. ولی در نقطه مقابل بدون اغراق اکثریت مان از شنیدن کوچک ترین انتقادی برآشفته شده و با توهین و افترا بیزاری مان را از نقاد به شکل زننده ای آشکار ساخته و به اصطلاح عامیانه اورا مفتضح کرده و سرجایش می نشانیم.
چه حسنی در این بیماری بی درمان فراگیر نهفته است که بی واهمه و بی هیچ سرزنشی ازهمه سر می زند و متاسفانه زشتی عریانش هم پوشیده به لباس تفاخر است. مشکل در کجاست؟ چه گونه می توان ایرادی این چنین را که ریشه در عمق ساختارتفکری یک جامعه دارد و از کودکی و در جامعه های بسیار کوچک تر در فکر و ذهنم مان نهادینه می شود، کم رنگ تر کنیم ، یا برطرف نماییم. مهاراین هیولا به سادگی و سرعتی که ما انتظار داریم میسر نیست و از سویی دیگربه حال خود رها نمودنش هم، " ای وای جنگل را بیابان می کند." پس چه باید کرد؟ نخست باید از خود آغاز کنیم. به خصوص قشری که خود را در جامعه مدیر مدبر و راهبر می داند باید از بالاترین ظرفیت های والای انسانی و اجتماعی برخوردار باشد؛ بدون کمترین لغزشی چرا که خطاهای کوچک از افراد بزرگ به مراتب بزرگتر دیده می شود.
تمرین در خویشتن داری و احترام به عقاید و افکار دگراندیشان توام با چاشنی انصاف. شکستن حصارهای جاهلیت تک بعدی نگری. جلوگیری از عوامل رشد شخصیت کاذب مانند خودپسندی، خود محوری و ... . ژرف نگری به مسایل و عدم تصمیم گیری شتاب زده و سلیقه ای و انعکاسی ، که تنها نشان از فرونشاندن آتش درون دارد. و در نهایت تعریف و قبول اصولی برای خود که مانعی جدی برای جلوگیری از به حراج گذاشتن منافع جمع در مقابل ارضاء حس خودخواهی و خودبزرگ بینی ها باشد.
بلی دشوار است ولی دور از ذهن نیست، امکان پذیر است. باید تلاش کرد ، هر فرد به تنهایی، بدون کوچک ترین چشم پوشی و مماشات. آن گاه که چنین کردیم تحمل شنیدن و درست گفتن را یاد می گیریم . چه زیباست زمانی که به دور از جار و جنجال های منفعت طلبانه و دسته بندی ها و سمت گیری های جاهلانه، نقد می کنیم و نقد می شویم ، بدون هیچ اغماضی و هیچ پروایی.
مهدی شیرازی
-----------------------------
با سپاس از مهدی عزیز
Aziz Habibi